تبليغاتX
عرفان، آزادی، برابری
 

                                            زنها عجوبه اند !

                       

                             

 

             

 

قبل از اینکه بخواهم نخستین کلمه ازپست  جدیدم را بنویسم ، بخوبی می دانم که وقفه طولانی  در بروز کردن مطالب وبلاگم در برابر نگاه تنی چنداز از دوستان عزیز که همیشه به حقیر و نوشته های ناچیزم لطف داشته اند شرمنده ام . هرچند که بارها گفته ام که کهنه گی بهتر از بی خاصیتی است ، اما چینین حرکتهای منفعلانه آنهم در این رسانه مجازی را به هیچ عنوان توجیه پذیر نمی دانم !بهرحال امیدوارم که تکرار نشود ...

حدود دو روز پیش به دیدن فیلم سینمایی زنها فرشته اند رفتم .  به جرآت می توان گفت که . نام این فیلم  بیش از هرچیزی حتی  نام بازیگرانش( حیایی ، نیکی کریمی ، شریفی نیا و....)  به چشم مخاطب جلوه گر می شد و بنظرمن مهمترین دلیل استقبال مردم از فیلم مذکور  را هم می توان در انتخاب این نام توسط کارگردان ( شهرام شاه حسینی )آن ذکر کرد . برای من جالب بود بدانم که کدامیک از ابعاد شخصیتی زنان مورد توجه کارگردان این اثر است . چرا که در چند سال اخیر برخی از تنشهای اجتماعی فرهنگی کشور از نوع مواجهه با حقوق زنان و تبین کارکرد آنها سرچشمه می گرفت . اما آنچه که بر پرده نقره ای سینما دیدم به هیچ عنوان در زمره آثار تاثیرگذار سینما قرار نداشت .  حضور برخی از ستاره گان سینمای ایران  در این فیلم راهحلی برای مخفی نگه داشتن ضعف فاحش فیلمنامه بود .

نگارش این مطلب ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 23:14  توسط رضا کیانی  | 
 

                                 به یاد دو مرد ...  

 

                             

حسینیه ارشاد و دهلاویه ، دو مکان متفاوت با فرسنگها فاصله اما تداعی کننده دونام ازیک قبیله ...  آری نامهای علی شریعتی و مصطفی چمران عجین با این دو مکان است . که همه سالها در سالروز عروج این دو مرد فرزانه نامشان بر زبانها جاری می شود و نگاههای مشتاقان را به سوی خویش معطوف می کنند ... یکی کارزار اندیشه و کلام  دیگری عرصه خون وحماسه ... فصلهای مشترکی بین شریعتی و چمران وجود دارد . وفاداری ، صداقت و رفاقت بین  این دو انسان آزاده مثال زدنی است . رفاقتی که  نه بوی ریا از آن به مشام می رسید و نه مانند  برخی ازاین ائتلافهای موسمی سودای قدرت طلبی را در اذهان پرورش می داد ... شریعتی و چمران مردانی بودند که با پشت پا زدن به برخی تفکرات منجمد و انزواطلب  ، باهمتی بلند  قدم در راه نهادینه کردن ارزشهای انسانی نهادند و مردانه وارد میدان مبارزه شدند . در نگرش این دو بزرگمرد ارزش اندیشه در عمل و تواضع هویدا می گردید و نه در سر دادن شعار بی محتوا  ... منش و کردار چمران و شریعتی به همه ثابت کرد که مبارزه در راه آزادی و معرفی الگویی واقعی از اسلام هزینه ها ی زیادی را می طلبد . راه شریعتی و چمران از نگرش به جوهره دین که همان اخلاق و  انساندوستی است ،  می گذرد . در برهه کنونی نام این دو آزادمرد می تواند الگوی شایسته ای برای رهروان راه عزت و آزادگی باشند .

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 2:17  توسط رضا کیانی  | 
                                    نادر ابراهيمي هم رفت ...

                     

 

از جمله معدود شخصيتهاي فرهنگي هنري  بود كه در حوزههاي مختلف و حتي در زمينه هاي  كودكان و نوجوانان  يادگاران ارزشمندي از خويش برجاي نهاد . زبان  ساده و صميمي نادر ابراهيمي در ادبيات داستاني  بطرز كم نظيري مخاطبان را باخود همراه مي ساخت . زباني كه برآمده از عشق و تعهد او به خانه پدري و ماحصل تجربيات ارزشمندش در برهه ها و صنوف گوناگون بود . نمي دانم ضايعه در گذشت او را به چه كسي تسليت بگويم ، چرا كه ابراهيمي را متعلق به جاي جاي جامعه فرهنگي ايران مي دانم . و صدافسوس كه بضاعت فكري ام  مرا از نوشتن بيشتر در مورد او و آثارش محروم ساخته است . يادش گرامي باد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 13:49  توسط رضا کیانی  | 
 

                         شارلاتانیزم ، از جنس ادارای !!

 

 

اگر بخواهم از خاطرات دوران کودکی ، حرفی بزنم ، شایسته  است که به سراغ رویاهای آن دوران شیرین بروم .  رجعت به نخستین آرزوی های زندگی ، و مرور آن ایام می تواند برای همه جذاب باشد . بخصوص برای آنها که  هنوز  به کودک درونشان عشق می ورزند و روح لطیفش را بر  بر روزمرده گی های  کسل کننده زندگی امروز جاری می کنند . بدون شک یکی از آرزوهای همه کودکان ، دست یافتن به دنیای  بزرگتر ها و الگو پذیری از رفتار آنها  است .یادم میاد در دوران دبستان معلم به ما می گفت که شما باید روزی جانشین اولیای خود در پشت میز  ادارات شوید . از همان زمان تا اسم ادارات بگوشم می رسید ، مجموعه ای مملو از انضباط و بلوغ فکری در ذهنم تداعی می شد .در یک کلام بگویم که برای تمامی دوستان من ( شاید هم برای همه کودکان دیروز و امروز )  نام اداره برابر بود با بزرگی و رسیدن به مرحله ای بسیار متفاوت .  اما وقتی که در ابتدای جوانی تقدیر برایم چنین رقم خورد که به عنوان کارمند در یک سازمان دولتی مشغول بکار شوم ،با دیدن برخی رفتارها متوجه شدم که  بسیاری از  تصوراتم نسبت به ادارات  غلط بود ! ... امروزه پس از گذشت نزدیک به ۱۰ سال از سابقه کاری خویش ، وقتی با رفتارهای بسیار بچه گانه از جانب افراد به اصطلاح  بالغ و تحصیلکرده !!!  در محیط اداره ،  مواجه می شوم با خودم می گویم که صد  رحمت به دوران کودکی و صداقت آنروزها  .  واقعآ ناجوانمردانه است  که اگر بخواهیم  همه  شیطنتها و دعواهای کاذب را به بچه ها نسبت دهیم  !  

واقعآ جای تاسف  دارد  وقتی که ضد ارزشهایی چون غیبت ،  دروغ، تکبر ، تهمت ،  تظاهر و کنجکاوی های غیر موجه  نقل و نبات برخی محافل اداری باشند . و صدافسوس که دامن زدن به ابتدایی ترین مسائل موجبات بروز جدایی ها و دعواهای بسیار بچه گانه را در ادارات فراهم می آورد .                                       

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 4:29  توسط رضا کیانی  | 
 

                                   به صداقت طلیعه خرداد ...

 

از میان تمام ماههای سال ، خرداد برایم عزیز و خاطره انگیز بوده است .( شاید اولین دلیل آن تولد من در این ماه عزیز باشد ! ) ...  در این مطلب  برحسب برهه زمانی از میان روزهای تاریخی خرداد ، قلمم را معطوف به دوم و سوم آن می کنم . هرچند که از نظر تقویمی میان آن دو ۱۵ سال اختلاف است اما وجهه اشتراکشان را می توان در حماسی بودن ، میهن دوستی  ، ایمان و دریک کلام صداقتی زاید الوصف  و حرکتی مسئولانه  و  مردمی عنوان کرد . و براستی آنچه که  امروز  دغدغه ما را تشکیل می دهد ، سرنوشت دستاوردهای این دو حماسه عظیم و ملی است ...

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 22:51  توسط رضا کیانی  | 
 

                  روابط عمومي ها را چه مي شود ؟!!

 

               

 یورگن هابر مارس جامعه شناس بزرگ آلمانی ( بازمانده نسل مکتب فرانکفورت ) از خرد ارتباطی و کنشگر بعنوان سازنده ترین گفتمان برای جهان امروز یاد می کند . این نظریه هابرمارس دقیقآ در تقابل با آن خرد سوژه محور ( ارتباط یکسویه ) قرار دارد ... جانمایه خرد ارتباطی تعامل دوسویه و پذیرش نقد و اجتناب از اسطوره سازی های کاذب و شکننده است ... این ها را برحسب بضاعت محدود  فکری ام در علم جامعه شناسی گفتم تا اشاره ای داشته باشم به جایگاه و کارکرد روابط عمومی ها در نهادهای دولتی . روابط عمومی که از معدود ترین نهادهایی است که به جرآت می توان گفت  در تمامی وزارتخانه ها ، ادارات ، سازمانها و حتی صنوف هم وجود دارد .همه کم و بیش با نام روابط عمومی آشنا هستیم ، در گذشته ایام  روابط عمومی  را با عنوان مردمسرا می شناختیم . در پیامهای مختلف مندرج بر پلاکادر ها و یا تابلوهای بزرگ تبلیغاتی هر نهاد  ، نام روابط عمومی آن در ذیل  به چشم می خورد . یا به بیانی دیگر همه ما روابط عمومی ها را در نقش سخنگو ادارات متبوع خویش می شناسیم ... اگر بخواهم از روابط عمومی بطور جامع  بگویم  ، سخن به درازا می رود اما مجبورم به برخی معضلات  امروز روابط عمومی ها و موانع موجود در عدم درک صحیح جایگاه آن در برهه فعلی اشاره ای مختصر  داشته باشم . حقیقتآ در بیشتر مواقع متاسفانه  آنچه  که بعنوان روابط عمومی در برخی نهادهای دولتی شاهد هستم ، فرسنگها با حقیقت روابط عمومی و جایگاه شایسته فکری و فرهنگی آن فاصله دارد . روابط عمومی که در واقع می بایست حکم پیشانی و منشآ هرگونه فرهنگسازی و تحول سازنده را در مجموعه سازمان داشته باشد ، متاسفانه مبدل به تدارکاتچی مدیریتها شده اند ! ادبیات حاکم بر گفتمان روابط عمومی در حقیقت ادبیات نقد و پرسشگری است اما آنچه در برخی نهادها مشاهده می کنیم گرایش بیش از حد مدیران روابط عمومی ها به ادبیات بله قربان گویی و چاپلوسی و تظاهر است ! ...  پیش تر از این خوانده بودم که   مشتری محوری  و تعامل دوسویه با مردم باید مبنای کار  روابط عمومی  ها قرار گیرد   بنحوی که مشکلات را ازبان مخاطبان جویا شود و مثال یک پل ارتباطی به مدیرت سازمان خویش انتقال دهد .  از این رو بنظر من اولین شرط یک مدیر روابط عمومی موفق دارا بودن شجاعت و صراحت لهجه ( البته با حفظ کرامت انسانی  ) است . چرا که گاهی امکان دارد  که مدیر روابط عمومی مجبور شود که  در دفاع از حقوق ملت ،  ریاست سازمان خویش را در بستری سالم به نفد بکشاند .  اما  صد افسوس که برخی مدیران روابط عمومی از ترس از دست دادن منافع مادی خویش حاضرند به هررنگی در آیند و فریاد بحق مخاطبان را خواسته های غیر معقول!!! معرفی کنند و از سازمان خویش بت بسازند !!!

  از آنچه گفته شد  به این نتیجه می رسیم  که روابط عمومی های موفق  و پرسشگر یکی  از  بنیانهای  دموکراسی در جامعه هستند . کلامم را در اینجا خاتمه می دهم ، امیدوارم که این چند  سطر جهش تازه ای را در ذهن مخاطبان نسبت به روابط عمومی ایجاد کرده باشد .  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 10:29  توسط رضا کیانی  | 
 

 

                                   عصري كه آسمان ايران قرمز شد 

 

                      

 

امروز تيم فوتبال پرسپوليس در يك ديدار گرم با شكست دادن  سپاهان اصفهان قهرمان ليگ برتر فوتبال  ايران شد  و جشن و شادي  توسط  ميليونها هوادار اين تيم محبوب  در جاي جاي كشور  برپا گرديد. براي من  عصر امروز بسيار خوش خاطره بود . چراكه از ايام كودكي تا كنون طرفدار پروپاقرص اين تيم قرمز پوش  بودم . امروز عصر با جشن خودجوش هواداران پرسپوليس در خيابانهاي  اهواز  مواجهه شدم ، از اينكه بهانه اي براي ابراز شادي اين مردمان خونگرم فراهم گرديد خدا را شكر كردم  و بسيار خوشحال شدم . شاید عده ای تصور کنند که بابرگزاری لیگ حرفه ای و تقویت سایر تیمهای شهرستانی ، دیگر دوتیم محبوب پرسپولیس و استقلال مانند گذشته نمی توانند صاحب تماشاگرانی دوآتیشه در سطح شهرستانها باشند  ! اما آن  جشن شوق و  شادی که من دیدم ( آنهم در خوزستان که بقولی معدن فوتبال ایران است و دقیقآ در روزی که یکی از نماینده گان  فوتبال  این استان یعنی صنعت نفت آبادان به لیگ دسته یک سقوط کرد ) به همه نشان داد که عشق به پرسپولیس همچنان در رگهای طرفداران آن در هر کجای ایران است .

             

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 22:43  توسط رضا کیانی  | 
 

                            ياد يار مهربان آيد همي ...

 

فرارسيدن هفته معلم هميشه براي من خاطره انگيز بوده است ... اینروزها وقتی که نام هفته معلم را می شنوم  صفای روزهای مدرسه در دلم جان می گیرد . به راستی که آن دوران کجا و این روزگار غریب کجا ! ... برای ما معلم حکم یک مقام  فرهمند و صد البته عاشق را داشت که با تمام وجود از گفته ها ، شخصیت و حتی نگاه او حساب می بردیم ...  تجربه آن سالها  و مقتضیات این زمان  به من  می گوید  معلم موفق کسی است که بتواند بر دلها حکم براند . و به درستی که هنر معلمان واقعی هم همین حاکمیت بردلها بود که تاثیر آن را  اکنون  می توانیم درک کنیم .  شا ید  پیچیده گی روزافزون  دنیای امروز بطرز فجیعی ما را از درک معانی انسانی و عاطفی محروم  و ارتباط از راه دل را مبدل به یک عمل فرسایشی کرده است !   در نظرمن هنوز معلم در زمره نجیب ترین  ،  مخلص ترین  و صد البته صبورترین گروه شغلی جامعه قرار دارد ، که علی رغم وجود تنگناهای زیاد معیشتی بازهم عاشقانه در صحنه فرهنگ و دانش می ماند .  نمی دانم چگونه سخن برانم که در چنبره شعارزدگی و  خود شیفته گی    گرفتار نشوم ! فقط می توانم ساده بنویسم که در روز گاری  که ناشایسته سالاری  و دلبستگی به میزها  ( نه حاکمیت بردلها ) را  می بایست  در محیط کار  شاهد باشم ،دلم برای تقدیم یک شاخه گل به معلم و پذیرایی از لبخند سراسر مهر او تنگ شده است . 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:8  توسط رضا کیانی  | 
 

              اندر احوالات جشن تیاتر ایران

              

               

این روزها به مناسبت هفته تئاتر در سراسر کشور مراسمهایی برپا است ،و این بهترین بهانه برای زنده کردن نام هنر مظلوم تئاتر و تجدید دیدار در این قبیله فرهنگی  می تواند باشد ... اما برگزاری اینچنین برنامه هایی تاچه اندازه بتواند تئاتر را از انزوای فرهنگی اجتماعی نجات دهد و به عنوان یک ضرورت فرهنگی به عامه جامعه معرفی کند ، می بایست به آینده سپرد و نمی توان بطور یقین به این پرسش پاسخ داد . گفتم هنر مظلوم تئاتر ! ... همگان می دانیم که تئاتر هنری وارداتی است .اما آمیزش این هنر با فرهنگ بومی و زایش گونه های نمایشی مانند تئاتر قهوه خوانه ای ، سیاه بازی ، روحوضی و ... که همگی برآمده از تصنیفهای عامیانه و آیین های مردمان ایران زمین بود ، راههای پیوند میان فرهنگ ایرانی با هنر تئاتر را هموار کرد ... امروزه بعد از گذشت سالها از ورود تئاتر به ایران ، هنوز میان این هنر ارزشمند و انسانی و عامه جامعه فرسنگها فاصله است ، بنحوی که عده ای از تئاتر بعنوان رسانه محدود ( برخلاف تلویزیون و سینما که فراگیر هستند ) یا هنر ویژه روشنفکران یاد می کنند . به هر میزان که از سمت تهران به سوی شهرستان حرکت کنیم ، ذهنیت مردم عامه نسبت به تئاتر سنگین و غیرشفاف و در نهایت استقبال از اجراهای نمایش کمرنگ ( و مختص جشنواره ها !) می شود . از سویی دیگر برخی نابسامانی ها در مدیریت تئاتر موجبات بروز مشکلاتی چون شکاف بین نسلها ، عدم توجه به امر آموزش ، ناشایسته سالاری در انتخاب مدیران ، موانعی در جهت توسعه تئاتر در سطح کشور بوجود آورده است . بطوریکه مباحث حاشیه ای بیش از اندازه بر موضوعات علمی ( در سطح شهرستانها) غلبه کرده است . امیدواریم که برگزاری جشن تئاتر بتواند تاثیری سازنده و مستمر بر جریان تئاتر کشور برجای گذارد .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:41  توسط رضا کیانی  | 
 

                            

                     امروز روز انتخاب است ...

 

 

 

امروز با بر گزاری  مرحله دوم  انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی  منتخبان ملت در این فراخوان ملی بطور کامل مشخص می شوند ... هر چند که  متاسفانه بسیاری از  نامزدهای شاخص ،  مردمی  و اصلاح طلب توسط شورای نگهبان از حضور در این انتخابات محروم شدند  و  این امر  کاهش حرارت رقابت در این دوره ، و در نتیجه  مشارکت کم رنگ  مردم  را به همراه داشت و نه تنها  انگیزه های حضور  ،  حتی انگیزه  اظهار نظر و ثانیه ای اندیشیدن به این موضوع را از مردم سلب کرد !   اما با این تفاسیر  هنوز سایه هایی از امید برای تشکیل یک فراکسیون اقلیت قوی از میان معدود نامزدهای اصلاح طلب ( یا متمایل به اصلاحات ) در مرحله دوم وجود دارد . در نظر حقیر تحریم انتخابات نمی تواند منفعتی برای جریان اصلاحات داشته باشد . بطور حتم با حمایت گسترده مردم جریان اصلاحات می تواند با حداقل افراد کیفی حداکثر استفاده از فضای  مجلس هشتم را ببرد . پس چه بهتر برای جلوگیری از تشکیل  یک مجلس صد در صد یکنواخت و مطیع ، اندک یاران اصلاح طلب را در اقصی نقاط کشور یاری دهیم ...

 

 

 

                                            

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 4:11  توسط رضا کیانی  |