تبليغاتX
عرفان، آزادی، برابری
 

                            مشروطه ایرانی در رسانه ملی         

                              

                             

در این شبها دیدن سریال سالهای مشروطه  (ساخته محمد رضا ورزی) را  در  برنامه هایم  قرار داده ام . حقیقتآ بجز شبهای ماه مبارک رمضان و همچنین ایام عید نوروز آنچنان علاقه ای به دیدن سریالهای تلویزیونی ندارم بجز در مواردی که با شناخت قبلی ، بدانم که ممکن است کارگردان  حرفی برای گفتن داشته باشد ( محمدرضا هنرمند کارگردان سریال آشپزباشی که در حال پخش است ) و یا سریالهای تاریخی . از ابتدای انقلاب تا کنون ( تا آنجا که حافظه من یاری می کند ) در برخی از سریالهای تاریخی علاوه بر روایتی عمیق  و بدون تحریف ، جنبه های هنری و زیباشناسی را نیز  بخوبی شاهد بودیم  بطوریکه آن آثار برای همیشه در اذهان ماندگار شدند . اما در برخی دیگر از سریالهای تاریخی یا با روایتهای سطحی مواجهه بودیم و یا با ضعف اجرایی و نادیده گرفتن تمهیدات زیباشناسانه اثر ... اما بهرحال دیدن هر سریال تاریخی نمی تواند خالی از لطف باشد ، چرا که حداقل ذهن مخاطب را با افقهای جدیدی مواجهه می سازد و جرقه هایی در افکار پدید می آورد ، البته بشرط آنکه مخاطب با نگاه تردید به آنها بنگرد و لحظه به لحظه سریالهای تاریخی را با منابع تاریخی مقایسه کند ... اما تاکنون هفت سمت از سریال سالهای مشروطه را دیده ام و بنظرم اکنون زود است اگر بخواهم نقد و یا تحلیل جامعی از آن به رشته تحریر درآورم .شایسته است (اگر عمری باقی باشد )این مهم را به بعد از پایان آخرین قسمت آن موکول کنم . امیدوارم که در ادامه این سریال شاهد روایت سطحی و تحریف شده  از ماجراهای انقلاب مشروطیت نباشیم  ..

 اما نکته ای که برایم  جالب بود دست به دست کردن نقش شخصیتهای تاریخی  میان بازیگران مطرح ایرانی در این سریال است  و شاید این امر برای مخاطبین نیز از حیث مقایسه ای جذاب باشد .بدین ترتیب که بعد از اینکه  بازیگرانی نظیر ناصرملک مطیعی ( در سریال  سلطان صاحبقران ساخته زنده یاد علی حاتمی  ) سعید نیک پور (  در سریال امیرکبیر) داریوش ارجمند ( در فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما  ساخته محسن مخملباف )  به ایفای نقش  امیر کبیر پرداختند  ، اینبار محمد صادقی را در قامت امیرکبیر شاهد هستیم و همچنین جمشید مشایخی که دوباره او را به نقش کمال الملک خواهیم دید و ایرج راد که درسال ۶۳شخصیت ناصرالدین شاه جوان را   ( در سریال امیر کبیر ساخته سعید نیکپور )بازی می کرد ، مجددآ به نقش این شاه قاجار  درمی آید ! ( اما اینبار  دوران پیری ناصرالدین شاه ) ...جالب است بدانیم که در سریال سطان صاحبقران ، جمشید مشایخی و در فیلم سینمایی کمال الملک عزت الله انتظامی در نقش ناصرالدین شاه ظاهر شده بودند !  . محمد مطیع که در سریال امیرکبیر ایفاگر نقش میرزا آقا خان نوری بود ، درنقش اتابک هنرنمایی می کند ( نقشی که محمدعلی کشاورز در فیلم کمال المک بازی می کرد !) واینبار داریوش کاردان که بیشتر اورا بعنوان مجری می شناسیم در نقش میرزا آقا خان نوری ظاهر می شود !

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 1:33  توسط رضا کیانی  | 
 

                                 ای خوشا یک دم حسینی زیستن ! 

 

                          

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 1:29  توسط رضا کیانی  | 
 

                                  استقلال  یا محدودیت ؟!

 

 بخشی از صحبتهای حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در آیین اختتامیه جشنواره تئاتر فجر که بصورت تیتر خبری در رسانه ها بچاپ رسید ،موجبات تاسف و نگرانیم  را برانگیخت !

به تیتر ذیل توجه کنید :

وزير ارشاد: تا دست از مولير و شكسپير برنداريم به استقلال هنري نمي‌رسيم
جام جم آنلاين: وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مراسم اختتاميه جشنواره بين‌المللي تئاتر فجر گفت تا دست از مولير و شكسپير برنداريم، به استقلال هنري نخواهيم رسيد. اين در حالي است كه در آراي هيات داوران و جايزه مردمي هم بيشتر به آثاري توجه نشان داده شده كه متون ايراني را دستمايه كار خود قرار داده‌ بودند...
 
قبل از هر نکته ای باید بگوییم که ارزش و اعتبار آثار مولیر و شکسپیر ، بعنوان آثاری جهانشمول و دارای استخوانبندی قوی دراماتیک و  همچنین تاثیر آنها بر دنیای تئاتر برکسی پوشیده است . در خبرها می شنویم که حتی در برهه کنونی نوشته های مولیر و شکسپیر   در اقصی نقاط جهان و باشیوه های مختلف و نوین اجرا می شوند . هرچند که می دانم نیت حسینی از بیان از این اظهارات تخریب و تخطئه دو درام نویس بزرگ تاریخ تئاتر نبود و بیشتر  دغدغه استفاده از منابع دینی و فولکور ملی در تئاتر ایران را داشت  ، در پاسخ به این اظهارات باید  گفت که  هیچ هنرمند متعهدی مخالف باروری تئاتر ملی و تبلور ارزشهای ایرانی در این هنر ارزشمند نیست  ، اما با ایجاد محدودیت و پشت پا زدن به ادبیات جهان هم نمی توان مدعی توسعه تئاتر ملی شد . برکسی پوشیده نیست  که  گشودن راه تعامل فرهنگی   میان آثار گرانسنگ تئاتر دنیا و سنتهای ایرانی می تواند یکی از راهکاری تقویت تئاتر ملی باشد.ای کاش که وزیر محترم ارشاد در سخنان  خود اشاره ای هم  به پیوند  میان فرهنگها و تجلی مفاهیم انسانی در تئاتر  می داشتند .
 
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 22:52  توسط رضا کیانی  | 
 

                               

                                         میراث نیاکان 

 

دهم بهمن ماه ، پنجاه روز مانده به عید باستانی نوروز  ، در باورهای ایران کهن  مصادف است با روز جشن سده ... روایتهای مختلفی در باب تکریم این روز و ریشه های آن بیان شده است . عده ای بنیان این روز را به  داستان هوشنگ در شاهنامه حکیم ابولقاسم فردوسی منتسب می دانند و این روز را بعنوان روز کشف آتش توسط هوشنگ معرفی می کند ... به این روایت که روزی هوشنگ به همراه جمعی از نزدیکان از کوهی عبور می کردند که ناگهان ماری در برابر دیده گان آنها نمایان گردید . هوشنگ به سمت آن مار  سنگی پرتاب کرد و از برخورد سنگ با کوه آتش پدیدار شد و مار گریخت . هوشنگ دستور داد که به مناسبت پیدایش آتش جشنی بپادارند  و...

      
بر آمد به سنـــگ گران سنـگ خرد هم آن و هم این سنـگ گردید خرد
فروغی پـــدید آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنـــــگ
جهــــاندار پیش جهان آفریــــن نـــیایش همی کرد و خواند آفرین
که اورا فـــروغی چنین هدیه داد همین آتــــــش آن گاه قبله نهاد
یکی جشن کرد آنشــب و باده خورد ســــده نام آن جشن فرخنده کرد

حکیم عمر خیام در کتاب نوروزنامه می نویسد: ((هر سال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نیک عهد در ایران و توران به جای می آورند،بعد از آن به امروز ،زمان این جشن به دست فراموشی سپرده شد و فقط زرتشتیان که نگهبان سنن باستانی بوده و هستند این جشن باستانی را بر پا می داشتند))

شایسته است که بیش از پیش در راه شناخت باورهای کهن و آیین های ملی کوشا باشیم .

+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 16:27  توسط رضا کیانی  | 
 

                              آرای الکترونیکی !

 

 در حالیکه هنوز تب و تاب  حاشیه های انتخابات دهم ریاست جمهوری فروکش نکرده است  . دیشب شاهد بودیم که  موج تازه ای  از انتقاد و  بیان ادعای تقلب !! آنهم  ، نه در یک انتخابات سیاسی  بلکه در یک  نظرسنجی پیرامون انتخاب پرطرفدارترین تیم فوتبال کشور و نه در جای جای ایران ،که از خطه آذرباییجان ( تبریز)  در برنامه نود به سمع و نظر میلیونها ایرانی رسید ! ... در انتخاباتی که گوشیهای موبایل نقش صندوق آرا را ایفا کردند ، تیم فوتبال پرسپولیس توانست بیشترین نظرها را به خود اختصاص دهد .تا بعنوان پرطرفدارترین تیم ایرانی لقب گیر د .اما این نتیجه موجبات اعتراض سنگین هواداران پرشور تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز را برانگیخت . بنحوی که رویه این داستان از حدود اخلاقی و انسانی فراتر رفت . هواداران معترض مدعی تقلب و ربودن پیامکها و حتی انسداد خط ارتباطی تلفن همراه از تبریز به تهران و محروم شدن از شرکت در این نظر سنجی شدند . و همچنان معتقدند که تراکتورسازی صاحب بیشترین طرفدار در کل ایران است !  .... آنچه که بیشتر از هرچیز تاسف مرابرانگیخت شکسته شدن حرمتهای انسانی در اعتراض مذکور بود( بویژه اهانت به عادل فردوسی پور ) . احساس می کنم اینگونه برخوردها  در هر جای ایران که باشد ،هیچ سودی برای جامعه ما ندارد و حتی دامنه کینه و تنش کاذب را افزایش خواهد داد . در چنین شرایط است که نباید اجازه داد ، احساسات  و تعصبات بر تعقل غلبه گردد. برکسی پوشیده نیست که خطه آذربایجان و شهرستان تبریز زادگاه بسیاری از مفاخر و مشاهیر ارزشمند ادبی ، هنری و سیاسی کشورمان است و عشق به ایران ومقاومت و حماسه آفرینی مردمان آن دیار در برهه های مختلفی از تاریخ مانند انقلاب مشروطیت  و مقاومت بعداز جنگ جهانی دوم و جلوگیری از تجزیه ایران در دفتر تاریخ کشورمان می درخشد. از اینرو خوشبینم که اینگونه رفتارها نزد مردم فهیم آذری مردود باشد. امیدوارم که ظرفیت پذیرش هرگونه نظر مخالف و مواجهه عقلانی با آنها را در وجودمان پرورش دهیم .و به حفظ کرامت انسانی در تمامی عرصه ها بیاندیشیم .

آذربایجانیلار یاخشی آداملار دیلر

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 23:16  توسط رضا کیانی  | 
 

                                      

                                  گفتگو آیین درویشی نبود ...

 

 

برایم بسیار سخت است باورکنم که مطلق اندیشی و تک گویی همیشه در ذات ایرانیان بوده است و ایرانی جماعت نمی تواند و یا نخواسته است که با فرهنگ گفتمان و تعامل دوسویه ارتباط برقرار کند ! شاید در برهه هایی از تاریخ این سرزمین بدلیل فقدان ساختاری دموکراتیک  ،احزاب مستقل ، مطبوعات آزاد ، استبداد شاهی و فساد دربار شاهد استقرار حکومتهایی غیرپاسخگو برپایه دیکتاتوری بودیم اما نباید این ضعف سیاسی و اجتماعی را بحساب کل فرهنگ و هویت ایرانی قرار داد .همان فرهنگ و حکمتی که نخستین منشور جهانی حقوق بشر از دل آن زاییده شد و هزاران انسان آزاده واهل  قلم با ارج نهادن به ادبیات انسانی و معرفت رهایی بخش نام خویش و فرهنگ اصیل این آب و خاک را درتاریخ اندیشه جهان ماندگار کردند....

یکی از زیباترین بخشهای منظومه خسرو و شیرین حکیم نظامی گنجوی ،ترسیم صحنه مناظره خسرو با فرهاد است .که در این بخش علاوه بر زیبایی ادبی و ریتم مناسب ، محتوای ابیات نیز در برگیرنده معانی ارزشمند و قابل تفکر و اندیشه هستند . اما نکته بسیار مهم و جریانساز در این وادی توجه حکیم نظامی به فرهنگ مناظره و گفتگو است ،آنهم در قرن ششم هجری !!  واین خود افتخار بزرگ برای مردمان این سرزمین است. چرا که  به همگان ثابت می کند بینش ایرانی عجین با فرهنگ گفتگو است . براستی اگر حکیم نظامی بجای مناظره ،خشونت و خونریزی را میان خسرو و فرهاد روایت می کرد، آیا پس از قرنها همچنان به دلها می نشست؟؟

گوشه ای از این مناظره را بخوانیم :

نخستین بار گفتش کز کجائی

بگفت از دار ملک آشنائی

بگفت آنجا به صنعت در چه کوشند

بگفت انده خرند و جان فروشند

بگفتا جان فروشی در ادب نیست

بگفت از عشقبازان این عجب نیست

بگفت از دل شدی عاشق بدینسان؟

بگفت از دل تو می‌گوئی من از جان

بگفتا عشق شیرین بر تو چونست

بگفت از جان شیرینم فزونست

..........................................

ازسویی دیگر ارج نهادن به مباحثه و مناظره فکری و سیاسی را می توانیم درجای جای زندگانی امامان معصوم (ع)دید .  نقل است که شاگردان امام جعفرصادق (ع) را از روحیه منطقی و استدلال ورز آنها تشخیص می دادند .

اینها را گفتم تا اشاره ای داشته باشم به یکی از پرحرارت ترین موضوعات روز جامعه سیاسی ایران ، یعنی پخش مناظره های تلویزیونی از رسانه ملی و در قالب برنامه جدیدی بنام رو به فردا ... برنامه ای که هرچند در ابتدا با گشودن باب گفتگو در درون خانواده جناح به اصطلاح اصولگرایان ،کار خود را آغاز کرد اما در دو قسمت اخیر شاهد افزایش دامنه آن با حضور نیروهای اصلاح طلب و بیان انتقاداتی محکم و روشنگرانه بودیم که موجبات جذابیت و توجه مردم را به این مولود نورسیده رسانه ملی فراهم آورد ... بنظرمن تهیه اینگونه برنامه ها را می بایست به فال نیک گرفت چراکه بطور یقین تداوم آنها جامعه را بسوی سرزنده گی و کاهش تنشهای کاذب و قهرآمیز  و نهادینه کردن فرهنگ گفتگو رهنمون می سازد . بشرطی که قواعد اخلاقی و انسانی   بخوبی رعایت شود .و ردپایی از یکسونگری مجریان درآن مشاهده نشود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 16:25  توسط رضا کیانی  | 
 

                                      یاد دوست ...

 

               

خبر در گذشت بهمن جلالی عکاس با تجربه و صاحب سبک ایرانی مرا بسیار متاثر کرد .نمی دانم نام و چهره این هنرمند فقید تا چه اندازه برای عموم آشنا باشد ، اما بدون شک همه ما کم و بیش آثار او را بارها دیده ایم ،آثاری که بخشی از خاطرات مردمان این سرزمین را در چهل سال اخیر زنده می کند ... آشنایی من با زنده یاد جلالی به سال ۱۳۷۹ و دوره های آموزش روزنامه نگاری برمی گردد .در آن دوره ها  بهمن جلالی   عکاسی خبری را به ما آموزش می داد . تا قبل از آن هنوز با چهره اش آشنا نبودم .رفتار و منش او تمامی مولفه های یک استاد جهان دیده و مجرب را به همراه داشت .از همه مهمتر تواضع و ساده گویی او در انتقال مفاهیم  ، مبحث عکاسی خبری را برای من جذاب تر می کرد ... یادش گرامی باد

                              

                                        عکسی از بهمن جلالی مربوط به دوران مبارزات

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 17:3  توسط رضا کیانی  | 
 

                                      گیاه خواری ... آری ، خیر

 

 در این  مجال قصد دارم بیشتر از آنکه سوار بر مرکب نوشتار باشم ، و در مسیر بیان اندیشه جولان دهم  شایسته دانستم که از نظرات مخاطبان بهره مند شوم ...

چند روزی است که  ازسوی جمعی دوستان عزیز  در ترویج گیاهخواری و پرهیز از خوردن گوشت و محصولات لبنی حیوانات بروشورهایی بدستم رسید . هرچند که همگان می دانیم که در سطح جهان انجمن هایی با شعار اشاعه  گیاهخواری تشکیل شده است که دارای  پشتوانه ای مردمی و ماهیتی غیر سیاسی هستند . با احترام به عقاید این گروه از دوستان عزیز و آگاهی از نیت خیرشان ،( البته اعلام مرزبندی با آنها ) مناسب دانستم که دراین رسانه مجازی  ، و با استعانت از نظر مخاطبان ارجمند ،بدور از هرگونه کینه ورزی و برداشت های نا ثواب  بستری برای نقد و بررسی این تفکر فراهم آورم .

براستی این تفکر از چه ابعادی قابل بررسی است ؟ و ترویج آن در جامعه ما می تواند چه نتایجی را در بر داشته باشد ؟

  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 21:29  توسط رضا کیانی  | 
 

                                           امیر جاوید ...

                 ( به مناسبت سالروز شهادت امیرکبیر)

               

 کمتر ایرانی را می توان یافت که با نام میرزا تقی خان امیرکبیر غریبه باشد .   صدرالعظمی که فرزند یک آشپز بود ! و پس طی کردن پله های ترقی ،  خدمت صادقانه را پیشه خود ساخت  و حتی برای ثانیه ای  انسانیت   را با مقام و ثروت معامله نکرد .به جرآت می توان او را در شمار محبوب ترین چهره های تاریخ ایران معرفی کرد.محبوبیتی که هیچگاه رنگ کهنه گی به خود نمی گیرد ... در روزگاری که جهالت ، استبداد سیاسی و زیاده خواهی دربار قاجار ، ایران را در مسیر عقبمانده گی قرار داده بود ، اقدامات ماندگار آن مرد بزرگ بذر بیداری و توسعه علمی و فرهنگی را در این سرزمین استبدادزده پاشاند و  با اقتدار و شجاعتی مثال زدنی دست درباریان و بیگانه گان را از حقوق مادی و معنوی ملت کوتاه کرد... یادش گرامی باد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 1:34  توسط رضا کیانی  | 
 

                                          حماسه نود !

 

برنامه این هفته نود واقعآ تماشایی بود . هر چند که یک شب قبل از پخش آن انتظار داشتم که به دلیل تعطیلی لیگ برتر ، شاهد یک برنامه پرحرارت و جذاب و متنوع نباشیم اما گفته های آتشین  محمد دادکان ( ریس سابق فدراسیون فوتبال ) و انتقادات وی نسبت به عملکرد ریاست سابق سازمان تربیت بدنی شور وهیجان خاصی به این برنامه بخشید ... صحبتهایی که فرادی آن شب در خبرگزاری ایسنا و امروز بعنوان تیتر اول در برخی روزنامه ها منعکس شد . بنظرمن اگربستر فضای نقد اینچنین در رسانه ملی  در ابعاد مختلف فراهم آید می توان به ایجاد پویایی در آن امیدوار بود .

در همین زمینه اینجا را بخوانید

کاریکاتور محمد دادکان به مناسبت حضور او در برنامه نود  ...طرح: حسین صافی

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 21:17  توسط رضا کیانی  |